سپاس خدای مهربان را که خلعت معلمی را بر من بخشید

    تا با سپیدیش هر روز احرام بندم و کعبه ی عشق معبود را

          طواف کنم  و سعی من صفای دانش آموزانم باشد

 

من معلم هستم کسی که راه را از چاه نشان می دهد سحر وجادوئی

در کار نیست من قادر نیستم روی آب راه بروم دریا را هم نمی توانم بشکافم

من فقط بچه ها را دوست دارم  آرزویم سر بلندی تمام کودکانی است

که به من سپرده می شوند . تلاش می کنم بتوانم از استعدادها و توانایی

های آنان نهایت استفاده را بکنم . در خم یک کوچه نمانم . به فرزندانم

بال و پر بدهم . آنها را پرواز بدهم.اجازه ندهم بمانند و بمانند.


نوگلم ... فررندم ... ای سراپا همه شوق ای سراپا همه شور ...

توبخواه ... توبپرس تاکه تعریف کنم بی نهایت ها را ....

این روزها گویی انسانها بیشتر به دست یکدیگرپیر می شوند تا به پای

یکدیگر...دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،آهای ج م ا ع ت ...!!!

می شود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟شما دقیقا چه رنگی هستید؟




تاريخ : ٢٠ شهریور ۱۳٩۱ | ٤:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : م . میرزایی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.